سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

782

تاريخ ايران ( فارسى )

طايفهء مزبور بطور عجيب سبب شدند كه از آنوقت ببعد يك اسب زين كرده ( اسب نوبت ) در كوشك يا قصر خلافتى به جهت يك پيش‌آمد ناگهانى هميشه حاضر و آماده باشد . خروج اولاد حسن بن على 144 هجرى ( 761 ) يك خطر خيلى سختى كه بيش از شورش‌هاى ايران منصور را تهديد مينمود خطر قيام اهل بصره و مدينه براى استرداد حقوق آل على بوده است ، نائرهء شورش و آشوب در اين دو شهر پشت‌سر هم بناى اشتعال را گذاشت . محمد يكى از اولاد حسن در مدينه خروج كرد ، ليكن مردم او را تنها گذاشتند ، تا اينكه در جنگ شهيد شد . سپس برادرش ابراهيم بصره را گرفته و بعد از آن‌جا به كوفه حركت نمود ، بالاخره او نيز در جنگ شكست خورده بقتل رسيد . بناء شهر بغداد 145 هجرى ( 762 ) منصور مؤسس و بناكنندهء شهر بغداد مىباشد كه آن تحت نظر هارون الرشيد نوهء او رمان شرقى غيرقابل زوالى را كه زيب و زين صفحات نوربخش الف ليلة و ليله مىباشد كاملا براى ما ذخيره نمود كه آن امروز در دسترس عموم گذاشته شده است . مقصود اساسى و سياستمدارانهء او در بناء اين شهر جديد آن بود سپاهيانى كه در قرب و جوار بصره و كوفه بودند و اين نقاط لانه و آشيانهء فتنه و فساد شده بودند از اين نواحى آنها را خارج سازد . اين شهر بواسطهء موقعش كه چند ميل از بالاى شهر قديم مداين واقع شده و تأسيس و بناء دائمى ديوان در داخل حصار آن خيلى زود پايتخت امپراطورى عباسيان قرار گرفت ، براى سه دسته از لشكريان كه يكى دستهء خراسان كه محل اعتماد و نقطهء اتكاء منصور بود و ديگر دستجات مضر و يمانى براى هريك در ساحل شرقى دجله اردوگاهى جداگانه بنا نمودند . قيام در هرات ، 150 هجرى ( 767 ) در سال‌هاى اخير خلافت منصور نسبتا سكون و آرامشى در كشور برقرار بود كه ناگهان شخصى بنام استادسيس به ادعاى نبوت در هرات قيام نمود ، او خراسان و سيستان را